الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 156

الغدير ( فارسي )

من حى عن بينه ( 1 ) . و گر نه وسايل رفاه و بسط دايرهء رياست روحانى ايشان در موطن اصلى آماده بود . زيرا از طرف پدر و جدّ بساط رياست روحانى ايشان ممهّد شده و در آنموقع هم فقيه زادگى عامل بسيار مؤثرى در تقويت امر يك فقيه و عالم دينى بشمار ميرفت . در اينجا بىتناسب نيست كه خوانندگان را بمختصر شرح حال والد مرحوم اين مرد بزرگ آشنا كنيم : ميرزا احمد پدر آية اللَّه امينى از افاضل و علماء نامى تبريز بشمار بود ، آنمرحوم بسال 1287 قمرى هجرى در قريهء ( سردها ) از نواحى تبريز متولد شد سالى چند از اوايل عمر را در همان محل بسر برد و سپس در سال 1304 قمرى براى ادامهء تحصيل به تبريز آمد و بعد از فرا گرفتن مقدمات - در محضر درس علَّامهء بزرگوار مرحوم حاج ميرزا اسد اللَّه ( 2 ) تلمّذ نموده صلاحيّت علمى او از طرف آية اللَّه زعيم بزرگوار مرحوم ميرزا على آقا شيرازى و فقيه معظم مرحوم حاج ميرزا على ايروانى مورد تأييد واقع شد و بطور خلاصه والد ماجد آية اللَّه امينى از علما و دانشمندان بنام تبريز و شخصيتى برجسته بود كه بحسن سيرت و آراستگى طبيعت موصوف و عمرى را به سعادت با ورع و پرهيزكارى گذرانيد و در سال 1370 هجرى روز 29 ربيع الاول برحمت ايزدى پيوست . مردم ، با سابقهء چنان پدر و جدّى البته چنين يسر و خلف صالحى را با آغوش باز مىپذيرفتند . ولى كجا اين فرزند دل بدان موطن و تن بدانگونه مشاغل عادى ميتوانست بدهد ، زيرا قائد توفيق به گوش دل او از كنگرهء عرش صفير ميزد و او را بسرادق انوار الهى يعنى نجف اشرف دعوت ميكرد ، تا از پيشگاه سلطان سرير ولايت بخدمتى شايسته مأمور گردد ، از اين رو پس از چندى كه از مهاجرت اخير آية اللَّه امينى گذشت و مبانى علمى وى بيش از پيش ريشه دار شد و از راه اعمال

--> ( 1 ) يعنى تا هلاك ( گمراه ) شود هر انكه هلاك مىشود از روى بينه و حجت ، و زنده شود ( بسعادت هدايت راه يابد هر انكس كه زنده شود از روى بينه و حجت . ( 2 ) فرزند ميرزا محسن تبريزى ( صاحب حاشيه بر مكاسب ) .